هدف از این مقاله مطالعه و بررسی عملکرد و جایگاه حسابداری مدیریت در شرکتهای نفت وگاز است. اهمیت مطالعه نقش و جایگاه حسابداری مدیریت در محیط کسب و کار کنونی در شرکتهای نفت وگاز به این خاطر است که در طول ده سال اخیر شاهد پدیده هایی نظیر جهانی شدن، پیشرفت تکنولوژی، مقررات زدایی و تغییر در ساختار اقتصاد بوده ایم. تغییرات نهادی و ساختاری در اقتصاد تحت عنوان اقتصاد نوین ، چالشها، تهدیدات و فرصتهایی را فراروی حسابداران مدیریت، به ویژه آنهایی که در شرکتهای نفت وگاز فعالیت می کنند قرارداده و انتظار می رود این روند در آینده نیز ادامه داشته باشد. این پژوهش سعی دارد بخشی از مهمترین چالشها، فرصتها و تهدیدات را شناسایی نموده و به تحلیل هریک بپردازد.
اهمیت فهم بهتر اجزاء هزینه سبب شد تا سازمانها از هزینهیابی سنتی که منجر به تولید اطلاعات غیرشفاف برای آنان میشد بهسمت هزینهیابی برمبنای فعالیت گام بردارند. با اینحال، در سالهای اخیر نقدهایی پیرامون ناکارآمدی این روش هزینهیابی مطرح شد. از جمله میتوان به عدم قابلیت شناسایی ظرفیت استفاده شده، اشاره نمود. برای غلبه بر مشکلات ذاتی موجود در روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت، کاپلانو آندرسون در سال 2004 روش جدید هزینهیابی برمبنای فعالیت زمان محور را ارائه کردند. عمده مزیت این روش که از زمان به عنوان محرک فعالیت استفاده مینماید، شناسایی هزینه ظرفیتهای بلااستفاده سازمان میباشد.
بحث کلی تئوری اقتضایی، این است که یک فرم و شکل جهانی یا ایده آل برای سیستم اطلاعاتی حسابداری وجودندارد. شرایط و موقعیت های خاص، بهترین انتخاب سیستم را درآن موقعیت دیکته می نماید. دراین پژوهش باتوجه به تئوری اقتضایی به دنبال شناخت عوامل موثر بر توسعه حسابداری مدیریت در ایران هستیم. بدین منظور با بررسی عمیق ادبیات موضوع به استخراج عوامل اثرگذار بر توسعه حسابداری مدیریت در کشورهای دیگر پرداخته شد . سپس با مصاحبه با اساتید دانشگاه که درحوزه حسابداری مدیریت فعالیت اجرایی، مشاوره ای و یا تحقیقاتی داشته اند، مدیران مالی و کارشناسان ارشد واحدهای حسابداری مدیریت، عوامل مؤثر بر توسعه حسابداری مدیریت منبعث از ادبیات موضوع از صاحبنظران مورد پرسش قرار گرفت.
انجمن بین المللی حسابداران مالی (آیفک) به ارائه مراحل توسعه حسابداری مدیریت شامل مرحله اول: تعیین بهای تمام شده و کنترل مالی، مرحله دوم: تهیه و آماده سازی اطلاعات برای برنامه ریزی و کنترل مدیریت، مرحله سوم: کاهش اتلاف منابع سازمان و مرحله چهارم: خلق ارزش ازطریق استفاده کارا از منابع پرداخته است؛ عبدالقادر و لوتر (2006) توانستند چهل تکنیک، مفهوم و روش حسابداری مدیریت را به 4 مرحله توسعه مذکور منتسب نمایند. ما در این پژوهش به دنبال درک جایگاه حسابداری مدیریت در ایران و بالاخص این موضوع که در کدام مرحله قرار گرفته ایم و همچنین بررسی وضعیت این چهل تکنیک در ایران هستیم.
مطالعه حاضر با استفاده از مجموعه اطلاعات سال 1352 تا 1382 به بررسي تجربي جهت و ابعاد تاثيرات عوامل محيطي بر توسعه حسابداري در ايران و همچنين به آزمون روابط بين حسابداري و محيط تجاري آن در طول دوره مورد مطالعه پرداخته است. بررسي توسعه حسابداري به تجزيه و تحليل و بررسي عوامل محيطي آن از ابعاد گوناگون وابسته است. چهار عامل محيطي براي توضيح تفاوت هاي مشاهده شده در توسعه حسابداري در طول زمان مورد استفاده قرار گرفت. اين عوامل شامل توسعه اقتصادي، توسعه سياسي، توسعه بازار سرمايه و ميزان سرمايه گذاري بخش خصوصي است. يافته هاي به دست آمده از رگرسيون سري هاي زماني و آزمون هاي آماري مشخص مي كند كه يك رابطه قوي بين عوامل محيطي و توسعه حسابداري در ايران وجود داشته و اين رابطه ها در دوره مورد مطالعه متنوع و متفاوت بوده است.